"شکوفه نو" چهارمین......... دنیا بود.
الف: مرکز مطالعات زنان
ب: کمیته ورزش بانوان
ج: موسسهٔ علمی پژوهشیِ زنان
د: کاباره
👈لطفا گزینه صحیح را نه برای ادمین که به حافظه بفرستید. 😇
#معنویت
#فَهلَوی
"شکوفه نو" چهارمین......... دنیا بود.
الف: مرکز مطالعات زنان
ب: کمیته ورزش بانوان
ج: موسسهٔ علمی پژوهشیِ زنان
د: کاباره
👈لطفا گزینه صحیح را نه برای ادمین که به حافظه بفرستید. 😇
#معنویت
#فَهلَوی
مردم زلزله زدۀ خوی، به پولهای بلوکه شدۀ کشورمان بیشتر نیاز دارند تا ابراز همدردیِ ریاکارانۀ شما...
بماند که دعاهایتان پرِ پرواز ندارد.
#تحریم
#خوی_تسلیت
آنتونی پارسونز (سفیر وقت انگلیس):
"اگر چنین نمایشی به طور مثال در شهر وینچستر انگلیس اجرا میشد؛ کارگردان و هنرپیشگانِ آن جان سالم به در نمی بردند."
✅جمله بالا خطاب به کدام شخصیت ایرانی گفته شده است و کدام نمایشِ ایرانی، اینچنین تعجب آنتونی پارسونز را برانگیخته است؟
الف: فائزه هاشمی، کشف حجاب و رقص تعدادی دهه هشتادی در شیراز.
ب: اعلیحضرت محمدرضا، جشن هنر شیراز.
ج: شهبانو فرح، کنگره زرتشتیانِ جهان در تهران
د: هیچ کدام
👈برای یافتن گزینه صحیح و فهمیدن اصل ماجرا به کتاب صعود چهل ساله، ص ٢٢٤، ویرایش جدید مراجعه کنید.
#فَهلَوی
#غرب_زدگی
۱_کدام گزینه بیانگر نگاه ارزشی اعلیحضرت محمدرضا نسبت به مقام زن بود؟
الف: در زندگی یک فرد، زن به حساب نمیآید، مگر وقتی که زیبا و دلربا باشد.
ب: زنان و دختران مو طلایی، دست و پای انسان را می لرزانند.
ج: زن انسان است آنهم یک انسان بزرگ. زن مربی جامعه است.
د: زنان حتی یک آشپز بزرگ به تاریخ هدیه ندادهاند.
۲_ در زمان شاهنشاه پهلوی اول، کدام مسجد در ایران گلباران شد؟
الف: مسجد اعظم شهر قم
ب: مسجد جمکران
ج: مسجد جامع اصفهان
د: مسجد گوهرشاد
۳_کدام گزینه از افتخارات دوران اعلیحضرت محمدرضا بود؟
الف: افزایش تعداد کتابخانه های کشور به ۲۹۰ کتابخانه.
ب: همه موارد
ج: افزایش تعداد دانشگاههای کشور به ۲۲۳ دانشگاه.
د: رشد چشمگیر چاپ کتاب در کشور به گونهای که تعداد کتابهای منتشر شدۀ کل سال در کشور، فقط به ۲۰۰ عنوان کتاب می رسید.
رویارویی حق و باطل مسئله دیروز نیست. تقابل ایران و آمریکا در عصر جدید، تقابل دو فرهنگِ متفاوت است. به اعتراف دینپژوهان دنیا، انقلاب اسلامی ایران، سرمنشأ بزرگترین تحول فرهنگی در عصر جدید، یعنی؛ عصر بازگشت به معنویت است.
واضح است که استکبار جهانی در این تقابل، منفعل نیست و برای شکست تمدن نوین اسلامی، برجستهترین امتیاز تمدنیِ خود، یعنی؛ "دیکتاتوری اقتصاد" را به میدان میآورد.
پیشتازی غرب در علم و تکنولوژی بر کسی پوشیده نیست اما؛
👈 آیا پیشرفت و تکامل انسان، در گرو رسیدن به همان چیزی است که امروز غرب به آن رسیده است؟!
👈 آیا غرب میتواند ادعا کند؛ آرمانشهرِ افلاطونی را برای انسان غربی محقق کرده است؟!
پای غرب و غربگرایانی که امروز در منجلاب فساد و فحشا، فروپاشی خانواده و جرم و جنایت، دست و پا میزنند، در پاسخ به این سوالات لنگ مانده و نمیتوانند ادعا کنند برای بشر سعادت و خوشبختی به ارمغان آوردهاند. از این روست که برای پنهان نمودن این رسواییِ بزرگ، چارهای جز پناه بردن به بُتِ علم و تکنولوژی ندارند تا سیطره خود بر جهان را حفظ و ملیت و آرمانهای دیگر کشورها را از معنا تهی کنند.
متأسفانه، در این نبرد، نوع انسان، به دلیل گرایش به مادیات، عقل و اندیشهٔ خود را به ظواهر تمدن غرب باخته است. نشان این خودباختگی آن است که غالب اقوام و ملیتها، تحت سیطره تمدن غرب، به فرهنگ اصیل خود پشت کرده و آرمانها و باورهای خود را به فراموشی سپردهاند.
شوربختانه نشانههایی از این خودباختگی را در کشورمان، ایران، نیز مشاهده میکنیم. قشری که چشمان خود را بر روی تمامی دستاوردهای انقلاب اسلامی بسته و انتظاری جز «توسعهٔ اقتصادی» از انقلاب اسلامی ندارند، از این جملهاند.
البته ناگفته نماند که ما با «پیشرفت اقتصادی» مخالف نیستیم اما پیشرفتی که به رفع فقر و کاهش فاصلهٔ طبقاتی منجر شود نه «توسعهی» برخاسته از تفکر لیبرالیستی که ارمغانش جز ثروتمندتر شدن ثروتمندان و فقیرتر شدن اقشار ضعیف جامعه نیست.
پ. ن: برداشتی از کتاب توسعه و مبانی تمدن غرب
شهید آوینی در یکی از مقالات کتاب توسعه و مبانی تمدن غرب به نقل از روژه گارودی می نویسد:
_در سال ۱۹۷۴ مجتمع اقتصادی اروپا(CEE) دویست و بیست و پنج میلیون فرانک فقط خرج از میان بردن میوهها و سبزیهایی کرد که بیم آن میرفت بهای میوه و سبزی را در بازار پایین بیاورد!
_در فرانسه در همان سال و به همین دلیل، برای حفظ به اصطلاح بازار، ۲۵۰,۰۰۰ تن سیبزمینی را از بین بردند!
_در ایالات متحده آمریکا، تهیهکنندگان شیر، ده میلیون تن "لاکتو سروم" یا شیر رقیق را (گویا سالانه) دور میریزند و حال آنکه ماده پروتئینی موجود در این شیر، اگر خشک شود، میتواند ۸ میلیون نفر را تغذیه کند!
_در فرانسه، یک کارخانه پنیرسازی معمولی هر روز حدود ۲۰۰ تن از این ماده را دور میریزد!"
شهید آوینی بعد از نقل این سند از روژه گارودی مینویسد: "چه علتی باعث شده است تا بشر غربی اعمالی این چنین را برای خود مجاز بشمارد؟"
و سپس پاسخ می دهد که؛
"وقتی اراده بشر را در جهت ارضای شهوات و اهوای خویش هیچ چیز محدود نکند، انسان در مسیر تمتع از لذایذ دنیایی به آنچنان زیادهطلبی و تکاثری دچار میشود که از آن باید به خدا پناه برد."
و این روزها وقتی خبر معدوم کردن هزاران جوجۀ زنده در کشور از رسانهها به گوش میرسد؛ با اندوه میگویم:
ای کاش آوینی بود...!
📚توسعه و مبانی تمدن غرب، سید مرتضی آوینی، ص ٧٢
قسمت اول
آن شب سرد پاییزی، من صدای شکسته شدن بلورهای قلب مادرم را شنیدم و غم دنیا بر دلم آوار شد. الان سالها از آن ماجرا میگذرد اما یادآوری خاطرات تلخ و شکنندهاش، بغضی بیانتها را مهمان گلویم میکند.
خانوادة چهارنفرة ما مذهبی نبودند ولی به چارچوبهای خانوادگی و اجتماعی مقید بودند. پدرم تاجری موفق و به اقتضای شغلش، دائم در سفر بود. مادرم تحصیلکرده ولی خانهدار بود. آن زمان من کلاس چهارم دبستان بودم و خواهرم، الناز، پنج سال از من بزرگتر بود.
غروب یک روز پاییزی خرامان از مدرسه به خانه برگشتم؛ فضای خانه مثل همیشه نبود، مادرم بیرمق و بینشاط روی مبل نشسته، به تلویزیون خیره بود اما گویی به انتهای دنیا چشم دوخته بود. سلامم را با لبخندی کم جان پاسخ داد. سکوت سنگین خانه بیتابم میکرد. منتظر رسیدن پدر بودم. همیشه وجودش در خانه، شادی، نشاط، آرامش و آسایش به همراه داشت. بالاخره پدر آمد...
آن شب اما آبستن حوادثی بود که طعم شیرین و دلچسب زندگیمان را برای همیشه، تلخ و گزنده کرد. حوالی ساعت نه شب بود که صدای داد و فریاد پدر و مادرم، ما را پشت درب اتاقشان میخکوب کرد. پدرم فریاد میزد و میگفت: «اصلا به کسی ربط نداره؟ شماره اون لعنتی رو بده تا یادش بدم نباید تو زندگی دیگران دخالت کنه». ناگهان در اتاق باز شد و پدرم با خشم و عصبانیت به سمت آشپزخانه رفت. چشمان ما، بین اتاق و آشپزخانه هاج و واج مانده بود. پدر لیوان آبی سرکشید و از همانجا فریاد زد: «اصلا میتونم. اگه شما از این موضوع ناراحتی، میتونی بری». مادر با چشم گریان وارد سالن شد و گفت: «با وجود دو دختر معصوم خجالت نکشیدی؟ اونی که باید بره من نیستم. بذار این دختره بیحیا رو پیدا کنم...». پدرم مملو از خشم گفت: «شما حق چنین کاری رو نداری... اون دختر بیپناه گناهی نداره. من به خاطر تنهایی و بیپناهیش، سرپرستیش رو به عهده گرفتم».
- «سرپرستی یا هوسبازی؟»
- «هر جور دوست داری فکر کن».
آن شب پدرم با عصبانیت از خانه رفت و تا یک ماه از او خبری نبود؛ حتی جواب تلفنهایمان را هم نمیداد...
﷽
فاطمیه بغض فروخورده شیعه است در بستر تاریخ که امروز بر بلندای حسینیهها و تکیهها فریاد میشود.