بارقه

روزنه ای به سوی نور

بارقه

روزنه ای به سوی نور

بایگانی
آخرین نظرات
۱۳آذر

۰۹آذر

 


دریافت
مدت زمان: 3 دقیقه 22 ثانیه

 🎶استاد شجاعی

 

از بچگی یاد گرفتیم وقتی امتحان یا آزمونی داریم، خودمون را کاملا آماده کنیم.

حتما دیدید که بعضی‌ها موقع آزمون استرس می‌گیرند؟

برخی هم بی‌خیالی طی می‌کنند؟

شما چطور؟

می دونید،همه مون یک آزمونی پیش رو داریم که شاید بشه با جرأت گفت، تنها آزمونی است که غالبا بهش فکر نمی‌کنیم و خودمان را به جمله معروف هر چه بادا باد سپرده ایم؟

 

۰۸آذر

۰۶آذر

 

 

روز یک شنبه ٣٠ آبان دوباره سر از مطب دندان پزشکی درآوردم. سوژه جدیدی یافتم که ابتدا قصد نوشتنش را نداشتم اما چون روز چهارشنبه سوم آذر هم تکرار شد، لازم دیدم که بنویسم.

آن روز بعد از اتمام کار برای تسویه حساب نزد منشی رفتم. خانم منشی که دختر جوان و خوش‌برخوردی بود، با لحنی محترمانه گفت: هزینه شما یک میلیون و دویست هزار تومان می‌شود.

با سر تایید کرده، کارت را از کیف برداشته، به طرفش گرفتم.

خانم منشی کارت را پس داد و پرسید: می توانید با گوشی هزینه را پرداخت کنید تا شماره حساب به شما بدهم؟

گفتم: بله، اما فعلا نت ندارم.

گفت: ایرادی ندارد تا شب واریز کنید.

ابتدا پذیرفتم اما لحظه‌ای به پیشنهادش شک کردم!

_ چرا با وجود دستگاه کارتخوان چنین درخواستی دارد؟!

_نکند این شگرف جدیدی است برای فرارمالیاتی؟!

برای اطمینان و با تردید سوال کردم: وقتی دستگاه هست، چرا همین جا کارت نمی‌کشید؟

خانم منشی بعد از مکث کوتاهی گفت: باشه ایرادی ندارد. حقیقتاً من هم حال و حوصله نوشتن شماره حساب خانم دکتر را ندارم. در نهایت کارت را  گرفته، پول را وصول کرد.

سپس بدون اینکه من چیزی بگویم با یک بهانه واهی قضیه را ماست‌مالی کرده، گفت: می دونید چیه‌؟ اگر اینجا کارت بکشم، نهایتا مجبورم بروم بیرون و خودم به حساب خانم دکتر واریز کنم.

با سر حرفش را تایید کرده، با ذهنی آشفته به خانه برگشتم.

 موضوع را با همسرم در میان گذاشتم. همسرم گفت: شک نکن که قضیه  فرارمالیاتی است و کار خوبی کردی.

برای اطمینان بیشتر، گزینه فرار مالیاتی پزشکان را در گوگل سرچ کردم. هشدارهای زیادی درباره فرار مالیاتی پزشکان و عدم استفاده از  کارتخوان، خواندم.

روز چهارشنبه دوباره ماجرا تکرار شد. این بار خانم منشی بعد از اتمام کار، از خانم دکتر شماره حسابی گرفت که به نام یک آقا بود و به من داد.

من اما با لحن معترضانه‌ای گفتم: وقتی دستگاه کارت‌خوان هست، واریز پول به شماره حساب شخصی و جداگانه خلاف قانون است و من این کار را نمی کنم.

با دستپاچگی گفت: خلاف کدام قانون؟ اگر اینجا کارت بکشیم، هنگام خرید برای مطب، خانم دکتر می‌گوید کارت پیشم نیست و ما به مشکل برمی خوریم.

از پاسخ عجیب و مسخره‌ای که شنیدم، مغزم هنگ کرده بود و به شدت دنبال ربط و بستی بین پاسخ‌های متفاوتش بودم، اما ربطی جز ناربطی نیافتم. بنابراین برای جلوگیری از سوختن بی‌نتیجهٔ سلولهای مغزی‌ام بی‌خیال هر گونه ربط و بستی شده، برای التیام ذهن و روحم به این ضرب المثل پناه بردم؛ راست می گویند دروغگو کم حافظه است!

پ.ن.

این یادداشت را نگاشتم تا اولا هشداری باشد برای بیماران که با ناآگاهی، به فرار مالیاتی پزشکان متخلف کمک نکنند!

ثانیا، پزشکان متخلف بدانند، پولی که حقی از حقوق عامه درش هست، برکت که ندارد هیچ؛ فردای قیامت باید پاسخگو هم باشند!

بارقه

 

۰۵آذر

۰۵آذر

۰۳آذر

۰۲آذر

 

 
 


دریافت
مدت زمان: 3 دقیقه 10 ثانیه

استاد شجاعی

 

شما هم تا حالا شک کردین؟

منظورم شک به اطرافیانمون نیست‌آ ! اینو که همه استادیم!!

این که شک کنیم، بالاخره هنگام تولدمون به محشر، مورد استقبال خدا و ملائکه قرار مےگیریم یا خشم و غضب اونها!

شک همیشه هم بد نیست آ!

👈بعضے از بزرگان میگن؛ شک دروازهٔ یقینه!

 

 

 

 

۰۱آذر

۲۹آبان

 

روز پنج‌شنبه در مراسم یکی از بستگان همسرم، پیام تسلیتی از طرف انجمن حمایت از آب استان چهارمحال‌وبختیاری خوانده شد که لحظاتی ذهنم را درگیر کرد.

روز جمعه در مسیر برگشتمان به قم، اخبار ساعت ١٤ رادیو معارف از تجمع اعتراضی مردم و کشاورزان عزیز اصفهانی خبر داد. اینکه حق با مردم کدام استان است، نمی‌دانم! و در اینکه مردم شریف چهارمحال‌ و بختیاری، مخالف انتقال آب استانشان به استان اصفهان هستند، حق دارند یا نه؛ باز هم نمی دانم!

 امروز شنبه صبح، جلوی مطب دندانپزشکی، داخل ماشین نشسته بودم. برای جلوگیری از اتلاف وقت، مشغول خواندن قرآن شدم. آخرین آیه‌ای که سهم امروزم بود همچون نسیم خنکی به درگیری‌های ذهنی این دو روزه‌ام پایان داد.

"قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُکُمْ غَوْرًا فَمَن یَأْتِیکُم بِمَاءٍ مَّعِینٍ"

"ﺑﮕﻮ؛ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺧﺒﺮ ﺩﻫﻴﺪ ﺍﮔﺮ ﺁﺏ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﻬﺮﻩ ﺑﺮﺩﺍﺭی ﺷﻤﺎ [ ﭼﻮﻥ ﺁﺏ ﺭﻭﺩﻫﺎ، ﭼﺸﻤﻪ ﻫﺎ، ﺳﺪﻫﺎ ﻭ ﭼﺎﻩ ﻫﺎ ] ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﻓﺮﻭ ﺭﻭﺩ [ ﺗﺎ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﺷﻤﺎ ﺧﺎﺭﺝ ﮔﺮﺩﺩ ] ﭘﺲ ﻛﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻳﺘﺎﻥ ﺁﺏ ﺭﻭﺍﻥ ﻭ ﮔﻮﺍﺭﺍ ﺑﻴﺎﻭﺭﺩ"؟! الملک/٣٠

چشمانم را بسته و با خود می اندیشیدم که ای کاش روزی به خود آییم و برای رفع مشکل کم آبی و بی آبی دست نیاز به سوی خالق مطلق هستی دراز کرده و از او دفع این بلا را بخواهیم!!

ای کاش روزی شاهد نماز باران در بستر خشک زاینده رود باشیم نه شعار و سوت و کف!!