۱۹دی
اسکندر: فریبرز! خاک تو سرت.
فریبرز: اسکندر! بیشرف! انقلاب شد... شاه رفت... تو چرا هنوز دست از سر من بر نداشتی!؟ آخه بیشرف! تو کاری با من کردی که هنوزم از صدای قدمهای پشت سرم میترسم؛ چه برسه به سایه خودم.🚶
🔻آره، من فریبرزم. همون فریبرزٕ زیر خاکی. شما با سریال من کلی حال کردید و خندیدید اما اونایی که طعم سلولهای ساواک پهلوی گوربهگور افتاده رو با پوست و استخونش حس کردن، حال دیگهای داشتن که بد نیست ازشون بپرسید.
حالا شماهایی که ریختید توی خیابون و شعار میدین: «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده»؛ اگه خدایی نکرده، زبونم لال، پهلوی برگشت و گرونی و تورم از اینی که هست بدتر شد، دیگه خبری از این شلوغکاریها و ریختن تو خیابونا نیستها!😱
گفتم که گفته باشما؟! نگید نگفتیها؟!
اون موقع برادرانِ بیشرفِ ساواکی یه جوری ازتون پذیرایی میکنن که مثِ من از سایه خودتونم وحشت کنید.
بیشرفا ناخن میکشن...😱
با اتو پوست و گوشتتونو میکَنن...😨
سوزن تهگرد زیر ناخنتون فرو میکنن...😵💫
و یه شکنجههایی که روم نمیشه بگم...🤮
اسکندر! بیشرف! خاک تو سر خودت و اربابت!😡
#جنگ_اقتصادی #آشوب #فتنه #پهلوی #نه_به_آشوب