بارقه

روزنه ای به سوی نور

بارقه

روزنه ای به سوی نور

بایگانی
آخرین نظرات
۱۵شهریور

 

 

۱۰شهریور

 

▓ بدحجابی، جامعه را ناپاک می کند و در جامعه ناپاک، ازدواج امنی وجود نخواهد داشت!! ▓

 

۰۸شهریور


شاخص آلودگی های بصری به عدد 666 نزدیک شده است!! 
چرا به این شاخص بی‌تفاوت شده ایم؟!

 

۰۷شهریور

 

 

والدین عزیز! 
برای در امان ماندن دختران نوجوان خود به آنها آموزش دهید که از مدل و سبکِ لباسِ زنانِ خیابانی الگوبرداری نکنند!!

 

۰۶شهریور

 

حق الله،
حق ولی خدا،
حق نائب عام امام زمان(عج)
و حق نوجوانانی که خالصانه به ورزشگاه قدم گذاشته بودند، چه ناجوانمردانه پایمال شد!
راستی می گفتند، دعوت کردن مهمان و خوار و خفیف کردنش، رسم کوفیان است...
اما؛
 اینجا که ایران است!

 

۰۵شهریور

 

یک روز نمادهای حسینی را به آتش می‌کشند و با کف و سوت حرمت عاشورا می‌شکنند...
 روزی دیگر، سرود جهانی سلام فرمانده را هو می‌کنند...
و من از لابلای ورق‌های تاریخ "هلهله لشکریان عمر سعد" را می‌شنوم. 

 

 

۰۴شهریور

 

‌‌﷽

یوم الفراقی در پیش روست...
آن روز که این لباسهای فاخر و مردم پسند را با لباسی سفید و ساده برایت  تعویض می کنند...
 و تو
نه حق انتخاب داری
و نه چاره‌ای جز تسلیم!
چشمهایی که عمری سیرابشان کردی، رفتنت را به تماشا می‌نشینند و قصه جسمت تمام!

 

۳۱مرداد

 

 

در حال عبور از باغ راه اِرَم بودم که پوشش نامناسب دو خانم جوان توجهم را جلب کرد. آنها کنار پله‌های پاساژ الغدیر نشسته و مشغول گپ زدن بودند. با فاصله کمی از آنها، دو پسر جوان به تماشای این عروسک‌های بزک کرده نشسته بودند. جلو رفتم و گفتم: "لطفاً پوشش خودتونو درست کنید." 
 بعد از تذکری ساده به راهم ادامه دادم که یکی از آنها صدایم زد و گفت: "ببخشید خانم، کمی صبر کنید."
 به سمتشان برگشتم و گفتم: "بفرمایید در خدمتم."
یکی از آنها گفت: "شما چکاره‌اید؟"
پاسخ دادم؛ یه آمر. 
گفت: "مگه پیامبری که به ما می‌گی چکار کنیم و یا نکنیم." 
گفتم: "امر به معروف صرفا وظیفه پیامبر نیست، هر انسانی موظفه نسبت به منکراتی که می‌بینه، تذکر بده. " 
با لحن تندی گفت: "خب منم الان به شما میگم: کشف حجاب کنید، این چادری که به خودتون پیچوندین چیه، حال آدم رو بد می‌کنه؟"
به آرامی گفتم: "مگه شما خدایی که حکم جدید صادر می‌کنی؟" 
پاسخ داد: "ببین این محدوده حریم خصوصی من و دوستمه. شما حق نداری به حریم خصوصی ما تجاوز کنی!"
به آنها گفتم: " جامعه حریم عمومیه نه حریم خصوصی. حریم خصوصی داخل خونه است و اونجا هم هر کاری کنی کسی متعرض شما نمیشه."
او که هر لحظه عصبانی تر می‌شد یکدفعه صدایش را بلند کرد و برای جلب توجه اطرافیان بر سرم فریاد کشید و گفت: "اگه شما چادریها نبودین، ایران گلستان می‌شد."
در حالی که از شیوه برخوردش به شدت شوکه شده بودم و کمی هم از بی‌آبرویی درآوردن ترسیده بودم، بی‌خیال شده و رفتم.
فقط جای تعجب است که اگر آن روز من بر سر زنان بدحجاب فریاد کشیده بودم، این روزها فیلمِ برخوردِ تند من در فضای مجازی دست به دست می‌شد و خودی و غیر خودی، رفتارم را قضاوت و محکوم می‌کرد ولی نمی‌دانم چرا وقتی قصه برعکس می‌شود؛ نه دوربینی است نه...

 

۳۰مرداد

 

 

نقل شده هیئتی از بزرگان مدینه به سرکردگی عبدالله بن حنظلۀ غسیل الملائکه راهی شام شدند. آنها بعد از سفری طولانی به شام رسیده، به دربار یزید رفتند و مدتی در آنجا ماندند. رفتار و کردار یزید و درباریان به شدت برایشان عجیب و بغرنج بود و تازه آن موقع فهمیدند که قضیه از چه قرار است!
 فهمیدند که حسین بن علی حق داشت با چنین شخصی بیعت نکند!
 آنها با کوله‌باری مملو از غم و اندوه به مدینة الرسول برمی‌گردند. مردم سراسیمه و مشتاقانه منتظر خبرهای جدید از شام و دربار خلیفه به استقبالشان می‌روند. 
یکی پرسید: چه دیدید؟
 گفتند: همینقدر به شما بگوییم، مدتی که در شام بودیم، دعا می‌کردیم که به غضب خدا گرفتار نشویم و از آسمان بر ما سنگ نبارد.
 شخص دیگری گفت: مگر آنجا چه خبر بود؟ 
گفتند: ما با خلیفه‌ای روبرو شدیم که علنا شراب می‌خورد، قمار می‌کرد، سگ‌بازی و یوز‌بازی و میمون‌بازی می‌کرد. او حتی با محارم خود هم زنا می‌کرد. 
سپس عبدالله بن حنظلۀ غسیل الملائکه رو به مردم مدینه کرد و گفت: "شما چه قیام کنید یا نکنید من قیام می کنم ولو با این هشت پسر خودم."
اتفاقا همینطور هم شد و در قیام حره علیه یزید، ۸ پسرش را قبل از خودش راهی میدان کرد و بعد از شهادت ٨ فرزندش، خودش نیز به شهادت رسید. 

 

شهید مطهری(رضوان الله علیه‌) بعد از نقل این داستان به نکته ظریفی اشاره کرده، می‌گوید: "عبدالله بن حنظله دو یا سه سال پیش از اینکه اباعبدالله از مدینه خارج شود کجا بود؟!
 او آن روز آگاه نبود، بصیر نبود. باید حسین(ع) کشته بشود تا جهان اسلام تکان بخورد و تازه عبدالله بن حنظله و صدها نفر دیگر مثل او در مدینه، کوفه و جاهای دیگر چشمشان باز شود و بگویند حسین(علیه السلام) حق داشت که چنین حرفی زد.

📚حماسه حسینی،شهید مطهری، ج١، ص۷۳_۷۴، با کمی ویرایش

 

۲۹مرداد

 

📌چرا نهضت ابا عبدالله(ع) به عنوان یک نهضت مقدس و بی نظیر در دنیا شناخته می شود؟

🔹اولین شرط یک نهضت مقدس این است که منظور و هدف آن شخصی و فردی نباشد بلکه کلی، نوعی و انسانی باشد.
تاریخ گواه است که قیام امام حسین(ع) به خاطر انسانیت، حق وحقیقت، توحید، عدالت و مساوات بوده است.

 

🔹شرط دوم برای اینکه قیامی مقدس باشد، این است که آن قیام با بینش، درک و بصیرت قوی همراه باشد. 
یعنی؛ یک وقت مردم اجتماعی خودشان در غفلت، بی‌خبری و جهلند، آنگاه یک فرد بصیر، چیز فهم و با درک پیدا می‌شود که درد مردم را از خودشان بهتر می‌فهمد سپس بیست سال، سی سال، پنجاه سال که می‌گذرد تازه ملت بیدار می‌شود. مردم مدینه آن روز درک نمی‌کردند، روزی فهمیدند یزید چه کسی است و خلافت یزید یعنی چه که حسین بن علی(ع) کشته شده بود بعد تکان خوردند که چرا حسین بن علی کشته شد؟!

 

🔹 شرط سوم برای اینکه نهضتی مقدس باشد، این است که تک باشد، فرد باشد. 
 یعنی؛ برقی باشد که در یک ظلمت کامل بدرخشد، ندایی باشد در میان سکوت‌ها، حرکتی باشد در میان سکون‌های مطلق.
 یعنی در یک شرایطی که خفقان جامعه را فرا گرفته، مردم قدرت حرف زدن ندارند، تاریکی و ناامیدی مطلق است، یک مرتبه یک مرد پیدا می‌شود و سکوت را می‌شکند، سکون‌ها را از بین می‌برد، برقی می‌شود و در میان ظلمت می‌درخشد.

منبع: حماسه حسینی، ج١، ص۷۰_۷۵، باویرایش